اختلاس و حیله و تزویر و خوی خاوری
صحبت از ایمان و آیین پیامبر میکنند
ادّعای پیروی از راه حیدر میکنند
جای خدمت ثروت خود را فزونتر میکنند
نرخ ما یحتاج مردم صدبرابر میکنند
#واعظان کاین جلوه بر محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند ان کار دیگر میکنند
رنگ رخسار مرا از پست نیرنگ باز پرس
غارت جیب مرا از قبض برق و گاز پرس
ارزش افکارشان از حرف صد من غاز پرس
معنی زهد و ریا از خواجه شیراز پرس
#مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
نقشه بسط مسلمانیشان جنگآوری
غیرت خاک وطن ، قانونشان غارتگری
آیۀ اخلاصشان شد حاصل بیباوری
اختلاس و حیله و تزویر و خوی خاوری
#گوییا باور نمیدارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل درکار داور میکنند
ای امید نا امیدان ، ای رحیم و مهربان
قادرا ، حیِّ توانا ، خالق کون و مکان
صاحب عزّ و جلال و شاهد کلّ جهان
ای پناه بیپناهان ، مرهم بیچارگان
#یارب این نو دولتان را بر خر خودشان نشان
کاین همه ناز از علام ترک استر میکنند
تا به کی گرگ هوی از این خلایق میکشد
غم جوانان وطن را هر دقایق میکشد
عاقل وارسته را درد حقایق میکشد
عاقبت قلب مرا داغ شقایق میکشد
# حسن بیپایان او چندان که عاشق میکشد
زمره دیگر به عشق از غیب سر بر میکنند
با شب تار جهالت طائر اندیشه خفت
سجده و سجاده هم شد با سیاست هرسه جفت
مجری عدل و عدالت از ره یارانه گفت
شد "کریمی" آب و برق و نفت هر کاشانه مفت
# صبحدم از عرش میآمد سروشی عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر میکنند.
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود