یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۴ - 11:7 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
🌺🌺🌺🌺🌺
📝#حکایت_گوسفند_مفت_خور
کره خری از مادرش پرسید:
این کجای انصاف است که ما با کلّی سختی و مشقّت ،یونجه را از مزرعه به خانه حمل میکنیم، در حالی که گلهای یونجه را گوسفند میخورد و تهماندۀ آن را به ما میدهند؟!
گوسفند آنچنان به حرص و ولع گلهای یونجه را میخورد که صدای خرتخرت آن و حسرت یکبار خوردن گل یونجه، ما را میکشد!
خر به فرزندش گفت: صبر داشته باش و عاقبت این کار را ببین!
بعد از مدّتی سر گوسفند را بریدند.
گوسفند در حالی که جان میداد، صدای غرغرش همه جا پیچیده بود!
خر به فرزندش گفت:
کسی که یونجههای مفت را با صدای خرتخرت میخورد، عاقبت همین طور هم غرغر میکند!
هرکسی حاصل دسترنج دیگران را مفت میخورد باید نگران عواقبش هم باشد...
🌺🌺🌺🌺
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود