یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۴ - 11:16 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
*الاغ عباسقلیخان*
*خر عباس قلیخان به جنگل رسید. پوست شیری پیدا کرد. آن را به تن کرده و هرکجا که ظاهر میشد همه فرار میکردند و او به راحتی هرکجا که میل داشت میچرید و خوش بود.*
*بعد از مدّتی زندگیِ خوش و بیدغدغه با خود گفت:
"برای این که مردم بیشتر حساب ببرند بهتر است عربدهای هم بکشم تا مردم بیشتر بترسند."*
*از این رو شروع به عربده کشیدن کرد ، که مردم فهمیدند خری است در لباس شیر!!!*
*لذا کتک مفصّلی به او زدند و وی را به کار حمّالی گماردند!*
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود