بمان برای «ساختن».نساز برای«ماندن»
از گابریل گارسیا میپرسند:
اگر بخواهی کتابی صد صفحهای دربارۀ امید بنویسی، چه مینویسی؟
گفت:
99 صفحه رو خالی میذارم.صفحه آخر، سطر آخر
مینویسم:
"یادت باشه دنیا گرده،
هر وقت احساس کردی به آخر رسیدی
شاید در نقطه شروع باشی"
زندگی ساختنی است؛
نه ماندنی..
بمان برای ساختن»
نساز برای«ماندن».
منتطر نباش کسی برایت گل بیاورد!
خاک را زیر و روکن...
بذر را بکار،
از آن مراقبت کن،
گل خواهد داد..
وقتی که راه نمیروی!
یا نمیدَوی!
زمین هم نمیخوری!!!
و این " زمیننخوردن" ...
محصول سُکون است!
نه مَهارت! ...
وقتی که تصمیمی نمیگیری!
و کاری نمیکنی!
پس اشتباه هم نمیکنی!!!
و این " اشتباهنکردن" ...
محصول اِنفعال است!
نه انتخاب! ...
خوببودن ...
به این معنی نیست که ...
درهای تجربه را بر خود ببندی!
و فقط پرهیز کنی،
خوب بودن ...
در انتخابهای ماست ...
که معنا پیدا میکند ...
و شکل میگیرد ...
چه جالب...
ناز را میکشیم؛
آه را میکشیم؛
انتظار را میکشیم؛
فریاد را میکشیم؛
درد را میکشیم؛
ولی بعد از این همه سال آنقدر نقّاش خوبی نشدهایم که بتوانیم دست بکشیم!
" از هر آنچه آزارمان میدهد"!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود