سه شنبه هجدهم آذر ۱۴۰۴ - 15:31 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
ملّانصرالدّین و وعدۀ پرداخت بدهی
*شخصی به ملّانصرالدّین گفت: کِی طلب ما را میدهی؟*
*ملّا گفت : امروز هوا خوب باشه، میرم صحرا در مسیرِ گلّههای گوسفند بذرِ خار میکارم.*
*خارها که رشد کرد ، پشم گوسفندها که بهش گیر کرد ، جمع میکنم ، قیمت پشم که بالا رفت ، خریدار خوب که پیدا شد ، میفروشم و طلب تو را میدهم.*
*طلبکار با شنیدن این حرفها خندهاش گرفت...*
*ملّا که خندۀ طرف را دید ، زد پشت کمر یارو و گفت:*
*ناقلا ، پولت که نقد شد خیلی خوشحال شدی هااااااا !*
*امروزه به این طرح ملا میگن:*
*طرح همسانسازی حقوق بازنشستگان
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود