چهارشنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۴ - 18:8 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
#حکایت 👳
بهلول👳 و دنبه
روزی بهلول نزد هارونالرّشید رفت و درخواست مقداری پیه کرد تا با آن پیه پیاز، که نوعی غذای ارزان قیمت برای مردم فقیر بوده، فراهم سازد.
هارون به خدمتکارانش گفت: مقداری شلغم پوست کنده نزد او بیاورند تا شاهد عکسالعمل بهلول باشند و بیازمایند که آیا او میتواند میان پیه و شلغم پوستکنده تمایزی قائل شود یا خیر؟
بهلول نگاهی به شلغمها انداخت. آنها را به زبانش نزدیک کرد، بو نمود و بعد گفت:
نمیدانم چرا از وقتی که تو حاکم مسلمانان شدهای، چربی هم از دنبه رفته است.
👴 @bohloldana 👴
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود