جمعه بیست و یکم آذر ۱۴۰۴ - 16:45 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
شمر: از *ولی امرم* اطاعت کردم!
ابن عبّاس گفت:
در حجر اسماعیل مکّه نشسته بودم. دیدم فردی دولّا دولّا آمد و لباس احرام خود را نشان داد و گفت:
بعد از طواف متوجّه شدم قطرۀ خون پشّهای به احرامم بوده، طوافم چه میشود؟
گفتم: اشکالی ندارد، تو که هستی؟
گفت: من «شمربنذیالجوشنم». گفتم:
نامرد! سر پسر پیغمبر را بریدی تردید نکردی! حالا برای خون پشّهای بر احرامت تردید میکنی؟!
گفت: ساکت باش! من برای خدا او را سر بریدم و به وظیفۀ شرعیام عمل کردم، چون از *ولی امرم* اطاعت کردم.
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود