چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۴۰۴ - 16:20 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
میروم به طویله
پادشاهی شعری ساخت و بر ملکالشّعرای دربار خویش خواند.

او گفت: شعر متوسّط است و در خور قدر پادشاه نیست.
ملک بر آشفت و امر کرد او را در طویله به آخور بستند. پس از چند روز شفاعت کردند و شاه او را عفو کرد.
مدّتی بعد شاه شعری دیگر سرود و به ملکالشّعرا داد و گفت: بنگر نیک است؟
ملکالشّعرا بخواند و به شتاب راه در پیش گرفت.
پادشاه گفت: کجا میروی؟
گفت: به طویله .
منبع: امثال و حکم دهخدا، ج4،ص1776
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود