سه شنبه دوم دی ۱۴۰۴ - 16:23 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
حکایت ارتقای تخممرغی
آوردهاند که آشپز دربار حاکم را به جرم دزدیدن چند عدد تخممرغ، در میدان شهر فلک همی نموده بودند و در محضر حاکم آن چنان بر کف پای او ترکه فرود میآوردند که از فغانش دل هر رهگذری به شفقت میفشرد.
بهلول چون چنین بدید فریاد زد: ای حاکم، این بخت برگشته را به تعداد تخممرغی که دزدیده مُتنبّه کنید و نه بیشتر که نه خدای را خوش آید و نه خلقِ او را.
حاکم پاسخ بداد؛ بهلولا! مگر نشنیدهای که تخممرغ دزد، روزی شتر دزد میشود؟! بیشتر میزنیم که کارش بدآنجا نرسد.
بهلول نیشخندی بزد و گفت؛
این تخممرغ دزد بیچاره را توان و امکان دزدی شتر نیست، مگر این که در بساط شما پُست بالاتری بگیرد!
بهلول
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود