امرِ معروفِ،تو از جاهلی و نادانی است!
چند سال پیش شعری زیبا از سرودههای سیمین بهبهانی مورد توجّه خیلیها قرار گرفت.
از مخاطب عام تا مخاطب خاص، چه شاعر و ادبیاتی چه مذهبی و چه سیاسی.
اما این وسط شاعری به اسم میثم صفرپور جواب تندی علیه شعر خانم بهبهانی نوشتند که خیلیا از خوندنش ناراحت شدن.
ولی مدّتی بعد جناب صادق.ع.بیقرار در جواب اقای میثم صفرپور شعری زیبا سرودند که واقعاً جای تقدیر داره.
در زیر این سه شعر رو به اشتراک گذاشتم.
امیدوارم از خوندنشون لذّت ببرید...
شعر سیمین بهبهانی
من اگر کافر و بیدین و خرابم؛ به تو چه؟؟؟
من اگر مست می و شرب و شرابم ؛ به توچه؟؟؟
تو اگر مستعد نوحه و آهی٬ چه به من؟؟؟
من اگر عاشق سنتور و ربابم ؛ به تو چه؟؟؟
تو اگر غرق نمازی٬چه کسی گفت چرا؟؟؟
من اگر وقت اذان غرقه به خوابم ؛ به تو چه؟؟؟
تو اگر لایق الطاف خدایی٬ خوش باش.
من اگر مستحق خشم و عتابم ؛به تو چه؟؟؟
دنیا گر چه سراب است به گفتار شما
من به جِد طالب این کهنه سرابم ؛به تو چه؟؟؟
تو اگر بوی عرق میدهی از فرط خلوص!
و من ار رایحۀ مثل گلابم؛ به تو چه؟؟؟
من اگر ریش٬ سه تیغ کردهام از بهر ادب .
و اگر مونس این ژیلت و آبم ؛ به تو چه؟؟؟
تو اگر جرعه خور باده کوثر هستی!
من اگر دُردکش بادۀ نابم ؛ به تو چه؟؟؟
تو اگر طالب حوری بهشتی٬ خب باش!
من اگر طالب معشوق شبابم ؛ به تو چه؟؟؟
تو گر از ترس قیامت نکنی عیش عیان.
من اگر فارغ از روز حسابم ؛ به تو چه؟
جوابیه میثم صفرپور به سیمین💢
کفر و بیدینیات ای یار , به ما مربوط است,
بشنو این پند گهربار , به ما مربوط است
تو که با لهو و لعب در پی مستی هستی,
میکنی جمع گرفتار , به ما مربوط است...
بیخیالت بشوم بارش طوفان بلا,
میرسد از درو دیوار , به ما مربوط است...
آنچه آمد به سر طایفه نوح نبی ,
میشود واقعه تکرار , به ما مربوط است...
من اگر لایق الطاف خدایم , به تو چه؟
تو کنی جامعه بیمار , به ما مربوط است...
تو اگر می بخوری در پس خانه , چه به من؟
گر بیایی بر انظار , به ما مربوط است...
تو به این کوه گنه عامل شیطان گشتی,
شدهای نوکر دربار به ما مربوط است...
گر نبندیم بر پوزه او قلّاده,
میدرد همچو سگ هار , به ما مربوط است...
گر تو سوراخ کنی کشتی این جامعه را,
میشود غرق به ناچار به ما مربوط است...
مست کن لیک نبینم که تو مستی کردی,
اربده , کوچه و بازار؟ به ما مربوط است...
تو که با چنگ و ربابت همۀ مردم را,
میکنی مستعد نار , به ما مربوط است...
به جهنّم که خودت را بکشی در خانه,
در خیابان بزنی دار به ما مربوط است...
دین من داده اجازه که دخالت بکنم,
تا نبینم زتو آزار , به ما مربوط است...
امر معروف کنم , نهی ز منکر بپذیر,
تا ابد , ترمز اشرار , به ما مربوط است..
💢حالا بشنوید
جوابیۀ "صادق.ع.بیقرار به میثم صفرپور:
بشنو این شعر، صفرپور ،به تو مربوط است
لحن تند و کمی ناجور، به تو مربوط است
کفر و بیدینیِ سیمین و من و آن، چه به تو؟
شهوتِ زاهدِ مغرور، به تو مربوط است
اگر از ساز نداری دل خوش، خب تو نرقص
رقصِ با سازِ خودت جور، به تو مربوط است
مستی و عیش و کمی باده تو را حاجت نیست
کِیف با منقل و وافور ، به تو مربوط است
اگر از شعر رسد بارش طوفان بلا
مُردن و خفتنِ در گور، به تو مربوط است
قصّۀ نوح نبی، وَهمِ قشنگی است ولی...
قصّۀ "هالهای از نور"، به تو مربوط است
"ریش در ریش به اندیشۀ ما زخم زدید"
ملّتی گُنگ و کَر و کور،به تو مربوط است
تو اگر لایق الطاف خدایی ،خوش باش
باغ و فاحِشکدۀ حور،به تو مربوط است
در و دربار که دستِ تو و همکیشان است
نوکر و ناظر و منظور، به تو مربوط است
تو دم از پوزه و قلّاده زدی؟ شرمت باد
پوزه و گرمیِ آخور، به تو مربوط است
چهارده قرن شده کشتیِ این جامعه غرق
قایقِ صید و پُر از تور، به تو مربوط است
میکنم مست ببینی که چه بیآزارم
اذیت و اربده و زور، به تو مربوط است
تو که بیزار ز چنگی و ربابی ، چه به من؟
به عزا ، عرعرِ شیپور، به تو مربوط است
من اگر خانه بمیرم چه به تو؟ ...در کوچه...
کُشتن مردمِ رنجور ، به تو مربوط است
دین تو داده اجازه که دخالت بکنی؟؟؟
دخل در مقبره و گور، به تو مربوط است
امرِ معروفِ،تو از جاهلی و نادانی است
رسمِ اعراب شَل و کور ، به تو مربوط است
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود