ابیاتی حکمتآمیز
با یک دو سه نادان که چنین میدانند
از حُمق که دانای جهان آنانند
خر باش که این جماعت از فرط خری
هر کاو نه خر است کافرش میخوانند!
(ابوعلی سینا،370- 428)
**************
عاملان در زمان معزولی
همه شبلی و بایزید شوند
با چون بر سر عمل آیند
همه یا شمر و یا یزید شوند
(نجمالدّین کبری،618 ق)
**************
به روز بیکسی جز سایۀ من نیست یار من
و آن هم میندارد طاقت شبهای تار من
(شیخ احمد سهیلی،قرن 9)
*****************
عشق را طیّ لسانی است که صدساله سخن
یار با یار به یک چشمزدن میگوید
(جمالی دهلوی،942 ق)
*******************
در کارخانهای که ندانند قدر کار
از کار هر که دست کشد کاردانتر است
(صائب تبریزی)
****************
هر کسی از ظنِّ خود شد یار این محنتکده
ای خوش آن یاری کز اسرار درون جویا شود
***************
میخانه اگر ساقی صاحبنظری داشت
میخوردن و مستی ره و رسم دگری داشت
پیمانه نمیداد به پیمانشکنان باز
ساقی اگر از حالت مجلس خبری داشت
***************
دل قوی دار که حق یاور ماست
عشق پیروزی حق باور ماست
(مطهر)
*****************
دل بر گذر قافلۀ لاله و گل داشت
این دشت که پامال سواران خزان است
روزی که بجنبد نفس باد بهاری
بینی که گل و سبزه کران تا به کران است
(#هوشنگ_ابتهاج)
*****************
دیده از دیدار خوبان بر گرفتن مشکل است
هر که ما را این نصیحت میکند بیحاصل است
آن که میگوید نظر در صورت خوبان خطاست
او همین صورت همیبیند ز معنی غافل است
(سعدی)
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود