دانشمندِ واقعی فروتن است، نه برعکس
📖💫🌲
جوانی که آلبرت اینشتین را ساکت کرد و او را واداشت جلوی جمع بزرگ سرش را بخاراند 😲🤔🙂
این جوان لاغراندام با چهرهای نحیف و موهایی نرم و ابریشمی، دانشمند نامدار آلبرت اینشتین را وادار کرد دوباره بیندیشد؛ تا جایی که تنها پس از یک دقیقه، از معادلهای که تازه در یک کنفرانس ارائه کرده بود، عقبنشینی کرد.
این ماجرا در سال ۱۹۳۰ رخ داد؛ در کنگره انجمن فیزیک آلمان که در شهر لایپزیگ برگزار میشد. پس از آنکه رئیس انجمن با شور فراوان از سخنرانی درخشان اینشتین تمجید کرد و تالار از تشویق ممتد پر شد، پرسید:
آیا کسی از حاضران پرسشی دارد یا نه.
برای لحظهای کوتاه، سکوت سراسر سالن را فرا گرفت. چه کسی جرأت میکرد از اینشتین—یکی از محترمترین فیزیکدانان جهان—سؤال کند؟
ناگهان از ردیف آخر سالن، صدایی جوانانه و کمی کودکانه با آلمانیِ شکسته بلند شد؛ کلماتی که حاضران را مبهوت کرد:
> «آنچه پروفسور اینشتین گفت، شاید یک کشف باشد؛ اما معادله دومی که نوشت، از معادله اول نتیجه نمیشود. در واقع، معادله دوم به فرضهای دیگری نیاز دارد که اینشتین آنها را مطرح نکرده است؛ و بدتر از آن، معیار پایایی/ثبات را هم برآورده نمیکند، آنگونه که باید.»
جوان، بیهیچ ترسی این را گفت.
همه سرها بهطور غریزی به سوی آن صدای جسور و چالشگر چرخید؛ ناباورانه و غرق در شگفتیای که سکوتی سنگین را بر سالن حاکم کرده بود.
در حالی که جمعیت در دریایی از حیرت دستوپا میزد و میکوشید بفهمد گوینده کیست، اینشتین عمیقاً سرگرم وارسی معادلهی نادرست روی تخته بود؛ مسحورِ کشف تازه—جز دستش که با شگفتی سبیلش را میمالید.
پس از یک دقیقه—که گویی شصت دقیقه سکوت مطلق بود—اینشتین برگشت، خطایش را پذیرفت و گفت:
> «تذکر این جوان کاملاً درست است. بنابراین از شما میخواهم هر آنچه امروز گفتم را فراموش کنید.»
در همان لحظه، تقدیر آن جوان شجاع ۲۲ ساله را از آیندهای نامعلوم بیرون کشید و او را به پیشگام فیزیک نظری در اتحاد جماهیر شوروی بدل کرد؛ کسی که میتوان گفت از بزرگترین نابغههایی بود که زمین را روشن کردند.
او کسی نبود جز لف داویدوویچ لانداو
Lev Davidovich Landau
و در همان روز، آلبرت اینشتین نیز آنگونه تواضع ناب را به نمایش گذاشت که تنها از معرفت حقیقی برمیآید.
دانشمندِ واقعی فروتن است، نه برعکس.
متواضع باش.
منبع: «الفبای علوم»، نوشتهی جوزپه موساردو، ۲۰۲۰، انتشارات اسپرینگر.
#ghasemzaherirad♥️✍
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود