ارزش دوست
دو دوست در بيابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا كردند. يكي به ديگري سيلي زد. دوستي كه صورتش به شدّت درد گرفته بود، بدون هيچ حرفي روي شن نوشت:
«امروز بهترين دوستم مرا سيلي زد.»
آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمهاي رسيدند و تصميم گرفتند حمّام كنند.
ناگهان دوست سيليخورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات داد.
او بر روي سنگ نوشت:
«امروز بهترين دوستم زندگيم را نجات داد.»
دوستي كه او را سيلي زده و نجات داده بود پرسيد:
چرا وقتي سيليات زدم ،بر روي شن و حالا بر روي سنگ نوشتي ؟ دوستش پاسخ داد :
«وقتي دوستي تو را ناراحت ميكند بايد آن را بر روي شن بنويسي تا بادهاي بخشش آن را پاك كند. ولي وقتي به تو خوبي ميكند بايد آن را روي سنگ حك كني تا هيچ بادي آن را پاك نكند.»
👤 پائولو کوئیلو
🆔 @tssjahan
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود