پس از مرگ اعضا به چه كارمان ايد؟!
👀👀👀👀👀👀👀👀👀
پيشتر پيشنهادي شد كه هر كه خواهد برگهاي سياهه كند تا پس از رحلتش اعضاي بدنش به ديگران اهدا نمايد!
گفتيم در زمان حيات كه خيري از ما برنخاست، پس از مرگ اعضا به چه كارمان آيد؟! تازه در قيامت هم سرگرم شهادت دادن عليه گيرندۀ عضو شوند و دست از سر ما بردارند....
برگه سياهه نموده و كل اعضا و جوارحمان را اهدا نموديم ، گفتيم از فرصت استفاده نموده خود نزد خداي شيرين كنيم، شرط گذاشتيم:
قرنيهام به كسي دهيد كه نامحرم نبيند.
قلبم به كسي دهيد كه حرام نخورد.
الي آخر...
شبي به عالم رويا ديديم كه قيامت بپا گشته ست و زمان حساب و كتاب، به همه آسان ميگيرند الّا ما! گفتيم لابد فراموششان شده، چشمكي زديم كه ما همونيم كه.....
نامۀ اعمال دستمان دادند، از دقّتشان اشكمان درآمد،نوبت شهادت اعضا و جوارح شد، نامردا سير تا پياز چغليمان كردند، از همه بدتر قرنيه كه لامصّب همه چي يادش بود،از حمام زمان كودكي تا اتاق تزريقات بزرگسالي، گفتيم كوفتت شود! حيف آن همه شامپو گران فرنگي كه خريديم مبادا تو بسوزي! اعتراض كرديم گفتيم از گناهان گيرنده هم بگويند چرا همش از من؟! به همه آسان گرفتيد و به ما دشوار؟!
گفتند علت در كردار خويش جوي، خدايت آن همه اعضا و جوارح و نعمت ارزانيت داشت بي شرط و شروط، پي مرگت روغن ريخته نذر مسجد كني با هزار شرط و شروط؟!
راست مي گفتند عجب غلطي كرده بوديم!
اعضا و جوارح يكي پس از ديگري شهادت مي دادند و آبرويمان مي بردند، نوبت زبان رسيد. مي دانستيم جرمش سنگين ترين است و شهادتش طويل ترين، همين طور كه مي گفت و سر مامورين گرم كرده بود ،پا به فرار گذاشتيم كه زدند پس كله مان و ختم خوابمان شد!
صبح اول وقت سياهه قبلي پاره نموده و سياههاي جديد كتابت كرديم بي شرط و شروط!
شامپوهاي فرنگي قبلي راهم داديم و از همين پاوههاي خمرهاي ستانديم....
قرنيه نامرد...
https://t.me/Slitdrmirhshemi
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود