دوشنبه چهارم اسفند ۱۴۰۴ - 9:1 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
...تو عاشق خدايی، مرا ديدی؟!
حکایت :
گويند كه روزی مجنون از روی سجّادۀ شخصی که در حال نمازخواندن بود عبور كرد،
آن شخص نمازش را شكست و گفت:
مردك، در حال راز و نياز با خدا بودم، بنگر چگونه اين رشته را بريدی.
مجنون لبخندی زد و گفت:
من عاشق دختری هستم، تو را نديدم، تو عاشق خدايی، مرا ديدی؟!
❤️🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤❤️
@Kheyriyeh_ValieAsr_Kashan
ehya: 09132622278
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود