نوع نگرش به دینداری!
نوش جان!
مرد با لحنی لجوجانه گفت که قبلترها خیلی مؤمن و مذهبی بوده و در واکنش به عملکرد و رفتار این جماعت، هر چه دین و ایمان را بوسیده و به کلی کنار گذاشته و حالا تا خرخره مشروب میخورد و کیف میکند!
با او گفتم؛ بسیار هم عالی! نوش جانش!
توقُّع چنین پاسخی را نداشت و با قدری عصبانیت پرسید:
تعجُّب نمیکنی؟
گفتم؛ از چه تعجُّب کنم؟
گفت؛ از این که او دین و ایمانش را از دست داده است!
پاسخ دادم؛ مگر جای تعجُّب دارد؟ آن دین و ایمانی که در واکنش به رفتار سوء دیگری کنار گذاشته شود مگر اصولاً از جنس دین و ایمان بوده که کنارگذاشتنش از سوی یک نفر بخواهد سبب تعجُّب یا تأسُّف و یا تأثُّر دیگری شود؟
دین و ایمان در شکل حقیقی و اصیل خود، از نیازی درونی به قصد تجربهٔ معنوی هستی میجوشد و به عنوان پشتوانهٔ معناداری اخلاق و کردار خیر عمل میکند و از این رو، حس و حالتی بسیار آرامشبخش و لذّتآور و لطیف است! کسی که چنین آرامش و لذّتی را تجربه کرده باشد، دیگر چطور ممکن است صرفاً به دلیل رفتار سوء دیگری، آن را واگذارد و با این واگذاری فخرفروشی هم بکند؟
کسی که دین و ایمان، برایش مایهٔ زحمت و دوری از لذّت است، در واقع فقط خودش را به زحمت و سختی انداخته است. پس چه بهتر که هر چه سریعتر خود را از زیر بار این مشقّتِ بیدلیل و بیاثر و بینتیجه و بیارزش نجات دهد و به آنچه برایش لذّتبخش است، رو آورد!
#احمد_زیدآبادی
┄┅┅❅💠❅┅┅┄
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود