پنجشنبه هجدهم تیر ۱۴۰۵ - 16:56 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
آرزوی لقمان سرخسی
لقمان سرخسی را گویند وقتی موی دراز گشته بود. بر خاطر او بگذشت که کاشکی درمی بودی که به گرمابه شدی و موی باز کردی. هنوز این در خاطر تمام درنیاورده بود که یک صحرا همه زر دید! لقمان دیده فراز کرد و گفت:
گر من سخنی بگفتم اندر مستی
اُشتر به قطار ما چرا بربستی؟
( تفسیر ادبی و عرفانی کشف الاسرار خواجه عبدالله انصاری )
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود