لطیفههای نمکین
سوختن همیشه به خاطر داغ یک عزیز نیست!
سوختن همیشه به خاطر خیانت یک رفیق نیست!
سوختن همیشه به خاطر یک شکست عشقی نیست!
سوختن گاهی نتیجۀ اعتماد به رنگ آبی شیر توالت است!!
😢😋🤣🤣😆😂😂
دیروز رفتم دکتر متخصّص، دیدم ویزیتش 400 هزار تومن شده!😏
به دکتر گفتم:
اگر تخفیف میدی بگم کجام درد میکنه وگرنه خودت بگرد پیداش کن!
والااین همه پول میگیرن جای درد هم خودمون باید بگیم.
🤣🤣😆😂😂
پسر : دیگه خسته شدم ما باید جدا بشیم
دختر : چراا
پسر: چون به چیزای مسخره گیر میدی سارا.
دختر : من که سارا نیستم الهامم !
پسر : بفرما دیدی گفتم ؟!
😐😂😆😂😂
دیشب با داداشم نشستیم پای هندونه...
جاتون خالی با قاشق تمام مغزش رو تراشیدیم و خوردیم.
بابام از اونور داد میزنه میگه...
یه ذره هندونه بزارید بمونه روی اون پوست تا رومون بشه بزاریمش دم در😐
اینجوری مردم فکر میکنن بز تو خونه بستیم .
😂😂😂😆😂😂
از تفریحات روزانم اینه که:🤭
تو اتوبوس یهو از جام بلند میشم،
ملّت که هجوم میارن به سمت صندلی خالی😂
از جیبم موبایلمو در میارم😃
دوباره میشینم.😂
دکترهم رفتم گفته هیچ مشکلی نداری !
😂😂😆😂😂
حیف نون مرغداری باز میکنه...
روز اول سر یه مرغ رو ميبرّه.
به بقیه مرغا میگه:
اگه مرغی تا فردا سه تا تخم نذاره این بلا سرش میاد.
فردا میاد میبینه همه سه تا تخم گذاشتن.اما یکی دوتا گذاشته.
میگه: میخوای سرتو ببرّم؟
میگه: آقا به خدا من خروسم! میفهمی؟ خروس!
😐🤣🤣😆😂😂
سه گروه دختر هستن که کتکزدن اینا نه تنها مستحبّه بلکه واجبه !
1- دارو فروشای تو داروخونه که حس میکنن دکترن...!
2 - بلیت فروشای آژانسای هواپیمایی که حس میکنن خلبان و صاحب پروازن...!
3 - منشی دکترا که هیچ وقت وقت ندارن.
میدونم دل همتون پره !
😂😂😆😂😂
یه سری وان حموم رو داشتم پر میکردم که خودکشی کنم .
بابام در زد گفت: خیلی صدای آب میاد. بفهمم وان رو پر آب کردی، حتّی اگه مرده باشی دوباره میکشمت!
هیچی دیگ مجبور شدم همه ی آب وانو سر بکشم!
😂😂😆😂😂
بهترین دوست انسان کتابه.
وسط حرف زدنش بلند میشی میری .
هفته ی بعد برمیگردی میگی خب میگفتی. ☺️
ناراحتم نمیشه !
😐 😂😃😂😃🤪😂😄😆😂😂
رفتم آشغالا رو بندازم سطل آشغال. گوشی ام دستم بود. اشتباهی گوشی رو انداختم.
پریدم تو سطل آشغال دنبال گوشی .هرکی از جلوم رد میشد،
میگفت: پسر فلانیهها ببین بعد 12 سال درس خوندن کارش به کجا رسید!
🤦♂😂😂😆😂😂
شش هفت تا خواستگاری اخیرم به خاطر خجالتی بودنم بهم خورده.
آخه یه دسته موز میذارن جلوت.
بعد آخرش بابای طرف میگه: خجالت نکش اون آخریشم بخور!
خب خجالت میکشه آدم !
😐🤣🤣😆😂😂
مشکلاتم رو برای تراپیستم تعریف کردم،
گفت والا ما درسمون هنوز به اینجاها نرسیده.
⚡
😐🤣🤣😆😂😂
رفتم مو بکارم. به دکتره گفتم: شما چه روشی رو پیشنهاد میکنید؟
جواب داد : این کلّهای که من میبینم با فتوشاپ هم درست نمیشه!
😂😂😆😂😂
از وقتی خودم آشپزی میکنم میفهمم مادرم چه صبری داشته.
من اگه غذا بپزم یکی بگه من نمیخورم و این چیه و اینا، یه جوری با پشت ملاقه میزنم تو دهنش که تا اخر عمر با نی آب بخوره!
😐😂😆😂😂
پای بابام ضربه خورده بود.
مامان بزرگم زردچوبه و تخم مرغ و کره حیوانی و ... گذاشته بود رو پاش.
رفته بودن دکتر، دکتره گفته بود :
"سیب زمینی هم میذاشتین کوکو درست میکردین دیگه"😂
😂😂😂😂😂😂
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود