سه شنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۵ - 14:17 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
قصاص سنگین یک قطره خون بیگناه!!
داستان راستان!
گفته شده به سعایتِ برخی از درباریان سلطان محمّد خوارزمشاه، درویشی به ناحق به دست جلّاد سپرده و کشته میشود.
پس از اعدام ناجوانمردانۀ آن درویش، حقیقت مطلب کشف و سلطان محمّد سرافکنده نزد قطب وقت رفته و تقاضای عفو و گذشت و بخشش میکند.
پیرِ وقت در جواب آن سلطان میفرماید:
قصاص یک قطره از خون آن درویش خون توست و خون تمام ملّت ایران...
گویند چندی نگذشت که مغولان به ایران حملهور شده، آنچه نباید کردند و آنچنان کشتاری از ملّت مظلوم نمودند که ضربالمثل شد.
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود