رفتار حکومت شاه با مهندس بازرگان زندانی به مناسبت درگذشت پدر ایشان
عبدالعلی بازرگان :
وقتی پدرم مهندس مهدی بازرگان در زمان شاه به ۵ سال زندان محکوم شد،پدرش عباسقلی آقا تجارتی در دومین ماه زندانی فوت کرد.
من صرفاً برای این که پدرم از مرگ پدرش باخبر باشد، به زندان رفتم و به افسرنگهبان گفتم:
میخواهم این خبر را به پدرم بدهم.
سروان خیلی متاثّر شد و گفت: اجازه بده بروم و برای دفن پدرش از سرهنگ مرخّصی بگیرم.
پس از کمی معطّلی ، عصبانی بودم که دیدم افسر نگهبان یک چای برایم آورد و گفت:
صبر کن سرهنگ در تلاش است برای مهندس جهت شرکت در مراسم پدرش مرخّصی بگیرد.
بالاخره پدر را به مرخّصی فرستادند.
سوم گذشت.
هفتم گذشت .
حتّی تا چهلم از ماموران شهربانی خبری نشد و کسی را برای بازگشت مهندس بازرگان به زندان نفرستادند.
پدر گفت آنها بزرگواری کردند ، بگذار من خودم بروم و خودم را معرّفی کنم.
ما به اتّفاق به زندان رفتیم. همان افسر نگهبان بود. مجدّداً به من و پدر تسلیت گفت.
آنگاه ادامه داد مقامات بالا گفتهاند چون آقای مهندس بازرگان متالّم است ، فعلاً نیاز نیست به زندان برگردد.
و ما هم بیرون آمدیم و دیگر پدر به زندان برنگشت و آنها هم به دنبالش نیامدند.
به آن حکومت میگفتند دیکتاتور ، اما این حکومت چه نام دارد...؟
#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود