درمان جهل مرکّب امکان ندارد
[ کانال رسمی محسن کدیور]
#سخنرانی
خلاصه
شرح #رساله_سه_اصل و اشعار #ملاصدرا
این بحث شامل سه بخش است: شرح فصول هفتم تا چهاردهم رساله سه اصل، شرح عباراتی مرتبط از مقدمه اسفار، و شرح گزیدهای از اشعار صدرالمتألّهین شیرازی.
از حضرت عیسی (ع) منقول است که گفت من از علاج اکمه و ابرص عاجز نیستم و از علاج جهل مرکّب عاجزم!
این هوسناکان ز قرآن و خبر
غیر حرف و صوتشان نبود نظر.
همچو کوری کش نصیب از آفتاب
جز حرارت نیست از پس احتجاب.
هر یک از این الفاظ در زمان پیامبر (ص) به معنی دیگر غیر از این معنیها که حالا مصطلح متاخّران گشته اطلاق میکردهاند و اکنون تصرُّف در آن شده، بعضی را به تحریف و بعضی را به تخصیص. از آن جمله لفظ فقه است.
اين گروهي كه نو رسيدستند
عشوه جاه و زر خريدستند
سر باغ و دل و زمين دارند
كِي سرِ شرع و عقل و دين دارند
همه در علم سامری دارند
از برون موسی، از درون مارند
از ره شرع و شرط برگشته
تشنۀ خون يكديگر گشته
پس روان كرده از هوا قِرقِر
كين فلان ملحد آن فلان كافر
همه زشتانِ آينه دشمن
همه خفّاش چشمۀ روشن
نيست اينجا چو مر خرد را برگ
مرگ بِهْ با چنين حريفان، مرگ
مقدّمه اسفار:
“ميديدم زمانه از روي دشمني، دل به تربيت نادانان و فرومايگان بسته، و آتش جهالت و گمراهي از سوء حال و دنائت رجال سر بركشيده است.
من گرفتار مردمي گشتهام كه فهم و دانش از افق وجودشان غروب كرده است، و ديدگانشان از نگرش به انوار حكمت و رازهاي آن ـ مانند شبکوران ـ از تابش انوار معرفت و آثار آن، نابينا و كور است. “
دفتر فرزانگي را گاو خورد
خانۀ عقل و خرد را آب برد
ز اشك چشمْ ديده دريایي شده
بعد از اين كارم به رسوايي شده
آتش اندر سينه پنهان تا به كي؟
گريه اندر زير مژگان تا به كي؟
آتش جان را به پيراهن چكار
آب دريا را به پرويزن چكار؟
زمانه ملاصدرا با زمانه ما چه فرقی دارد؟!
دردها دارم عيان، كو مرهمي؟
رازها دارم نهان، كو محرمي؟
مرهمِ اين سينۀ مجروح كو؟
محرمِ رازِ دلِ اين روح كو؟
گر خريداري بُدي در خورد جان
ميگشودم من متاعِ اين جهان؟
همدمي گر ميشنيدي رازِ من
ميشكفتم همچو گل اندر چمن
داد از اين كاسد قماشيها بسی
داد از اين حق ناشناسيها بسي
بر حكيمان ابلهان محنتفزا
بر سليمان ديو و دد فرمانروا
http://kadivar.com/?p=16534
https://youtu.be/qPfK3IGCVvU
@Mohsen_Kadivar_Official
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود