شنبه بیست و یکم شهریور ۱۴۰۵ - 7:28 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
من ندیم توام نه ندیم بادنجان!!
داستانک
آوردهاند که سلطان محمود را در حالت گرسنگی بادنجان بورانی آوردند.
خوشش آمد و گفت: بادنجان چه طعامی خوش است.
ندیمی در مدح بادنجان فصلی پرداخت.
سلطان چون سیر شد، گفت: بادنجان سخت مضر است.
ندیم در باب مضرّت بادنجان مُبالغتی تمام کرد.
سلطان گفت: ای مَردک نه آن زمان که مَدحش میگفتی نه حال که مَضرّتش باز میگویی؟!
مرد گفت: من ندیم توام نه ندیم بادنجان. مرا چیزی باید گفت که تو را خوش آید نه بادنجان را.
پی_نوشت:
این همان آفتی است که وقتی در ساختار قدرت ریشه میدواند، حقیقت را قربانی رضایت حاکم میکند و اطرافیان به جای واقعیت؛ باب میل صاحب قدرت سخن میگویند.
@jamey_e_madani
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود