.دوستان لطفاً با حوصله و دقّت بخوانید. میتواند در بسیاری از مشکلات زندگی راهگشا باشد.
چگونه در جهانی که همیشه مطابق میل ما نیست، آرام بمانیم؟
نشر: گاهنامه مدیر
👈 مارکوس اورلیوس (Marcus Aurelius)، فیلسوف رواقی و امپراتور روم، در سال ۱۲۱ میلادی به دنیا آمد و در سال ۱۸۰ میلادی درگذشت. او از سال ۱۶۱ تا ۱۸۰ میلادی امپراتور روم بود؛ یعنی نزدیک به دو هزار سال پیش، در دورهای که جنگ، بیماری، مرگ، ناامنی و بیثباتی بخش جداییناپذیر زندگی انسانها بود.
💥او در یکی از قدرتمندترین امپراتوریهای تاریخ زندگی میکرد و با وجود جایگاه و قدرت فراوانش، در نوشتههای شخصی خود بارها به یک پرسش بازمیگشت:
انسان چگونه میتواند در جهانی که تحت کنترل او نیست، زندگی آرام و شایستهای داشته باشد؟
🎯کتاب معروف او، «تأمّلات» (Meditations)، مجموعهای از یادداشتهای شخصی اوست؛ نوشتههایی که برای انتشار عمومی نوشته نشده بودند، بلکه بیشتر شبیه گفتوگویی درونی برای یادآوری اصول زندگی به خودش بودند. و همین نکته، فلسفه او را بعد از نزدیک به دو هزار سال همچنان جذّاب میکند.
🧠 تصوُّر کنید صبح از خواب بیدار میشوید و قرار است روز خوبی داشته باشید؛ اما ناگهان یک پیام ناخوشایند دریافت میکنید، کسی به شما بیاحترامی میکند، کاری که برایش برنامهریزی کردهاید خراب میشود و خبری میشنوید که تمام برنامههایتان را به هم میریزد.
🥏سؤال مارکوس اورلیوس این نیست که: «چگونه کاری کنم این اتّفاقات برایم نیفتند؟»
👈پاسخ او واقعبینانهتر است:
«چگونه کاری کنم این اتّفاقات، مرا از درون به هم نریزند؟»
🌿 فلسفه او از یک تشخیص ساده شروع میشود: همهچیز در اختیار ما نیست.
ما نمیتوانیم گذشته را تغییر دهیم. نمیتوانیم رفتار دیگران را کنترل کنیم. نمیتوانیم جلوی پیرشدن و مرگ را بگیریم و نمیتوانیم تضمین کنیم که همیشه همهچیز مطابق برنامۀ ما پیش برود.
🎯اما یک چیز تا حدِّ زیادی در اختیار ماست: واکنش ما.
👈ممکن است کسی به شما توهین کند؛ توهین او در اختیار شما نیست، اما این که ساعتها ذهن خود را درگیر آن کنید، تا حدّ زیادی در اختیار شماست.
💥ممکن است کسی دربارۀ شما قضاوت نادرستی داشته باشد؛ نمیتوانید ذهن او را کنترل کنید، اما میتوانید تصمیم بگیرید که ارزش خودتان را به قضاوت او گره نزنید.
🔶️ممکن است اتّفاقی برخلاف خواسته شما رخ دهد؛ نمیتوانید اتّفاق را حذف کنید، اما میتوانید انتخاب کنید که بعد از آن چه کنید.
🌊 این همان چیزی است که رواقیّون میخواستند به ما یاد بدهند: با واقعیت نجنگ؛ آن را ببین، بپذیر و سپس بهترین واکنش ممکن را انتخاب کن.
🎯پذیرش به معنای تسلیمشدن نیست. اگر باران میبارد، پذیرش یعنی انکار نکنی که باران میبارد؛ بعد چتر برداری. اگر مشکلی پیش آمده، پذیرش یعنی انرژی خود را صرف انکار واقعیت نکنی؛ بلکه ببینی اکنون چه کاری از دستت برمیآید.
🔥 مارکوس اورلیوس همچنین نگاه متفاوتی به مشکلات داشت. از نظر او، سختیها الزاماً دشمن زندگی نیستند. گاهی همان چیزی که ما را متوقّف کرده، میتواند چیزی به ما بیاموزد.
🍇شکست ممکن است صبر را به ما یاد بدهد. تنهایی ممکن است ما را با خودمان آشنا کند. از دست دادن ممکن است ارزش داشتههای امروز را به ما نشان دهد. یک دوره دشوار ممکن است تواناییهایی را در ما آشکار کند که در روزهای آسان هرگز نمیشناختیم.
🍎بنابراین به جای این که همیشه بپرسیم «چرا این اتّفاق برای من افتاد؟»، شاید بهتر باشد گاهی بپرسیم: «حالا که این اتّفاق افتاده، من با آن چه میتوانم بکنم؟»
⏳ اما شاید تکاندهندهترین بخش فلسفۀ مارکوس، نگاه او به زمان باشد.
🪷ما معمولاً طوری زندگی میکنیم که انگار فرصت بینهایت داریم. مدام به آینده موکول میکنیم: وقتی پول بیشتری داشتم، وقتی شرایط بهتر شد، وقتی بچهها بزرگ شدند، وقتی بازنشسته شدم، وقتی مشکلات تمام شدند...
▪︎اما زندگی هیچوقت کاملاً بیمشکل نمیشود.
▪︎مارکوس مرتّب به خودش یادآوری میکرد که زندگی کوتاه است. نه برای این که انسان را بترساند، بلکه برای این که او را از خواب بیدار کند.
▪︎اگر بدانیم زمان محدود است، شاید کمتر درگیر کینه شویم. کمتر برای راضیکردن آدمهایی که اهمّیّتی ندارند تلاش کنیم. کمتر زندگی را به «بعداً» موکول کنیم.
❤️ از نگاه او، زندگی خوب الزاماً زندگی آسان نیست؛ زندگیای است که در آن انسان بتواند در شرایط مختلف، انسان خوبی باقی بماند.
▪︎ممکن است دنیا با ما مهربان نباشد؛ ما مجبور نیستیم به همین دلیل نامهربان شویم.
▪︎ممکن است دیگران بیانصاف باشند؛ ما مجبور نیستیم بیانصاف شویم.
▪︎ممکن است کسی خشمگین باشد؛ ما مجبور نیستیم خشم او را به خودمان منتقل کنیم.
▪︎این شاید یکی از زیباترین پیامهای فلسفه رواقی باشد:
🎯رفتار دیگران، شخصیّت تو را تعیین نمیکند؛ واکنش توست که آن را میسازد.
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود