شنبه هفتم فروردین ۱۳۸۹ - 8:1 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
به جای تبریک نوروزی، به همه دوستان
حرف همین است که مشیری گفته است. همین و بس:
با همین دیدگانِ اشک آلود،
از همین روزنِ گشوده به دود،
به پرستو، به گُل، به سبزه درود!
به شکوفه، به صبحدم، به نسیم،
به بهاری که می رسد از راه ،
چند روز دگر به ساز و سرود.
ما که دل هایمان زمستان است ،
ما که خورشیدمان نمی خندد،
ما که باغ و بهارمان پژمرد،
ما که پای امیدمان فرسود،
ما که در پیش چشممان رقصید،
این همه دود زیر چرخ کبود،
سر راه شکوفه های بهار
گریه سر می دهیم با دل شاد
گریۀ شوق ، با تمام وجود!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود