چهارشنبه هجدهم فروردین ۱۳۸۹ - 7:4 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
|
حقیقت هرچه عریان نر، زيباتر عفـــاف گفت :مرا با برگ درخت زيتون مستور داريد .وقاحت گفت :مرا با نشان ها و امتيازات بياراييد .شرارت گفت : مرا با لباس نيكي و صلاح بپوشانيد .رذيـــلت گفت : مرا با خلعت و فضيلت افتخار دهيد .خُدعـــه گفت : مرا به جامه اخلاص و صميميت ملبس نماييد .خيـانت گفت : تاج امانت بر سر من بگذاريد .تزويــــر گفت : بالا پوش صدق و محبت را به دوش من اندازيد .ظلم وجورگفت : گوي و چوگان مسامحه را به من بخشيد .استبداد گفت : صورت آزادي را بر چهرهء من نقش كنيد .اختـلال گفت : مرا به زينت وظيفه مزين نماييد .تكبـــــر گفت : مرا به زيور تواضع مباهي نماييد .حقيقت گفت : مرا برهنه بگذاريد و پيرايه بر من مبنديد ،زيرا من هيچ گاه از برهنگي خــــــــود شرمسار نيستم . |
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود