پند بهلول به هارون
روزي بهلول بر هارونالرشيد وارد شد. امام علی (عليه السلام): قالَ اللهُ تَعالی: و عِزَّتي وجَلالي، لا یَجُوزُني ظُلمُ ظالِمٍ ولَو کَفٌّ بِکَفٍّ ولَو مَسحَةٌ بِکَفٍّ، ... فّیّقتَصُّ اللهُ لِلعبادِ بَعضِهِم مِن بَعضٍ، حتّی لا یَبقی لِأحَدٍ عِندَ أحَدٍ مَظلِمَةٌ، ثُمّ یَبعَثُهُمُ اللهُ إلیَ الحِسابِ. خدای تعالی فرمود: به عزّت و جلالم سوگند،که از ظلم هیچ ظالمی نگذرم گرچه فشردن دستی یا لمس کردن دستی باشد، ... خداوند تقاص بندگان را از یکدیگر میگیرد، تا جایی که هیچکس نزد دیگری مظلمهای نداشته باشد، آنگاه ایشان را برای حسابرسی میفرستد. (المحاسن، ج 1، ص 7 )
خليفه گفت: مرا پندي بده!
بهلول پرسيد: اگر در بياباني بيآب، تشنگي بر تو غلبه کند چندان که مشرف به موت گردي، در مقابل جرعهاي آب که عطش تو را فرو نشاند ،چه ميدهي؟
گفت:صد دينار طلا.
پرسيد: اگر صاحب آب به پول رضايت ندهد؟
گفت: نصف پادشاهيام را.
بهلول گفت: حال اگر به حبسالبول مبتلا گردي و رفع آن نتواني، چه ميدهي که آن را علاج کنند؟
گفت: نيم ديگر سلطنتم را.
بهلول گفت: پس اي خليفه، اين سلطنت که به آبي و بولي وابسته است، تو را مغرور نسازد که با خلق خداي به بدي رفتار کني.
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود