طنز نويس معروف مجله هاي توفيق و گل آقا با تخلص 'خروس لاري' .
با پوزش ازبابت بیت آخر، جنبه هنری این شعر مد نظر بود.


بعد مرگم نه به خود زحمت بسيار دهيد
نه به من برســر گور و کفــــن آزار دهيد
نه پي گورکن و قاري و غســــــال رويد
نه پي سنگ لحــــد پول به حجار دهيد
به که هر عضو مرا از پس مرگم به کسي
که بدان عضو بود حاجت بســـــــيار دهيد
اين دو چشمان قوي را به فلان چشم چران
که دگر خوب دو چشـــــمش نکند کار دهيد
ويـــــن زبان را که خــــــداوند زبان بازي بود
به فلان هـــــوچی رند از پی گفتــــار دهید
کله ام را که همه عمر پر از گچ بوده است
راست تحويل علــــي اصغر گچــــکار دهيد
وين دل سنگ مرا هم که بود سنگ سياه
به فلان سنگـــــــتراش ته بازار دهــــــــيد
کليه ام را به فلان رند عرق خوار که شد
ازعـــــرق کلــــــيه او پاک لت و پار دهيد
ريه ام را به جـــــواني که ز دود و دم بنز
درجـــــــــــواني ريه او شده بيمار دهيد
جگـــــرم را به فلان بی جگر بی غیرت
کمـــــرم را به فلان مردک زن بار دهید
چانه ام را به فلان زن که پي وراجي است
معــــده ام را به فلان مرد شکمخوار دهيد
تا مگر بند به چيزي شــده باشد دستش
لااقل تخم مرا هم به طلــــــــــبکار دهید!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود