آرشیو : دکتر حسین خنیفر
داستانهای معلم
شماره ۳۲
#حکایت_قدیمی
"حکایت چوب معلّم"
نقل است که: امیر نصر سامانی (یکی از امرای سامانی که از سال ۳۰۱ تا ۳۳۱ ه.ق سلطنت کرد) در ایّام کودکی معلّمی داشت، که نزد او درس میخواند، ولی از ناحیه معلّم کتک بسیار خورد؛ زیرا سابقاً بعضی معلّمین شاگردان خود را تنبیه بدنی میکردند. امیر نصر کینه معلم را به دل گرفت و با خود میگفت: هر گاه به مقام پادشاهی برسم، انتقام خود را از او میکشم و سزای او را به او میرسانم.
وقتی که امیر نصر به پادشاهی رسید، یک شب به یاد معلّمش افتاد و در مورد چگونگی انتقام از او اندیشید. به خدمتکار خود گفت: برو در باغ چوبی از درخت «به» بگیر و بیاور.
خدمتکار رفت و چنان چوبی را نزد امیر نصر آورد و امیر به خدمتکار دیگرش گفت: تو نیز برو آن معلم را احضار کن و به اینجا بیاور.
خدمتکار نزد معلم آمد و پیام جلب امیر را به او ابلاغ کرد. معلم همراه او حرکت کرد تا نزد امیر نصر بیاید. معلم در مسیر راه از خدمتکار پرسید: علت احضار من چیست؟
خدمتکار جریان را گفت.
معلم دانست امیر نصر در صدد انتقام است. در مسیر راه به مغازه میوهفروشی رسید، پولی داد و یک عدد میوه «به خوب» خرید و آن را در میان آستینش پنهان کرد.
هنگامی که نزد امیر نصر آمد، دید در دست امیر نصر چوبی از درخت «به» هست و آن را بلند میکند و تکان میدهد. همین که چشم امیر نصر به معلم افتاد، خطاب به او گفت: از این چوب چه خاطرهای را مینگری؟ آیا میدانی با چنین چوبی چقدر در ایام کودکی من به من زدی؟
در همان دم معلم دست در آستین خود کرد و آن میوه «به» را بیرون آورد و به امیر نصر نشان داد و گفت:
«عمر پادشاه مستدام باد، این میوه به این لطیفی و شادابی از آن چوب به دست آمده است.»
یعنی بر اثر چوب و تربیت معلم، شخصی مانند شما، فردی برجسته به وجود آمده است.
امیر نصر از این پاسخ جالب بسیار مسرور و شادمان شد، معلم را در آغوش محبت خود گرفت، جایزه کلانی به او داد و برای او حقوق ماهیانه تعیین کرد، به طوری که زندگی معلم تا آخر عمر در خوشی و شادابی گذشت.
نیمکتهای چوبی بیشتر از درختان جنگل میوه میدهند، چون ریشه در تلاش معلم دارند.
یادتان باشد مدرک تحصیلی شما و توان در خواندن متن بالا، نتیجه زحمات معلمانتان است؛ پس به نیکی از آنان یاد کنید.
و فراموش نکنید
سواد
تحصیلات عالیه
"مقام علمی و جایگاه اجتماعی ما ، دارایی مانیست، بلکه بدهی ما به جامعه است."
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود