خاک بر سرت، یاد بگیر!
#داستانک
مردی در کنار چاه زنی زیبا دید، از او پرسید: زیرکی زنان به چیست؟
زن داد و فریاد کرد و مردم را فراخواند!
مرد که بسیار وحشت کرده بود، پرسید:
چرا چنین میکنی؟ من که قصد اذیت کردن شما را نداشتم، دیدم خانم محترم و زیبارویی هستی، خواستم از شما سوالی بپرسم.
در این هنگام تا قبل از این که مردم برسند، زن سطل آبی از چاه بیرون کشید و آن را بر سر خود ریخت!
مرد با تعجُّب پرسید: چرا چنین کردی؟
زن خطاب به مردم که برای کمک آمده بودند، گفت:
ای مردم من در چاه افتاده بودم و این مرد جان مرا نجات داد،
مردم از آن مرد تشکُّر کرده و متفرّق شدند.
در این هنگام زن خطاب به مرد گفت :
این است زیرکی زنان! اگر اذیّتشان کنی، تو را به کام مرگ میکشند و اگر احترامشان کنی خوشبختت میکنند.
شیطان که با فرزندش نظارهگر ماجرا بود، در حالی که سیگارش را میتکاند، به فرزندش گفت:
خاک بر سرت، یاد بگیر!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود