سه شنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۵ - 13:33 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
داوری عادلانۀ عروسخانم!!
مردی با همسرش در خانۀ پدری میزیست. عروس هیچ کاری نمیکرد و همۀ کارهای خانه را ناگزیر پدرشوهر و مادرشوهر انجام میدادند. پدرشوهر و مادرشوهر تدبیری اندیشیدند و برای این که کارهای خانه را به عروس یاد بدهند، روزی پدر شروع به ظرفشستن کرد. مادر جلو افتاد و وانمود کرد که میخواهد کار ظرفشویی را از دست پدر بگیرد. با این امید که عروس هم جلو بیفتد و کار ظرفشویی را از مادر بگیرد. ولی با کمال شگفتی عروس خانم آمد و به آنان گفت:
چرا بحث و جدل میکنید؟ یک روز مادر ظرفها را بشوید و پدر جارو کند و روز بعد پدر ظرفها را بشوید و مادر جارو کند!!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود